Publicidade ▼


 » 

dicionario analógico

active (en) - پیدایش, چهار يكشنبه قبل از ميلاد مسيح - ligar de novo, reiniciar (pt) - continuar (pt) - بدست آوردن،كسب كردن, به عنوان فعل کمکی بکار می رود, داشتن - cambiar (pt) - تحت تأثیر قرار دادن - شدن - تبدیل شدن؛ تبدیل کردن, عوض کردن - بهتر کردن - modificação, mudança (pt) - adoção do sistema métrico (pt) - diversification, variegation (en) - mudança, mutação (pt) - transfer, transference (en) - بخش آخر؛ پایان, پایان - خاتمه؛ پایان, خوف, عمل بستن - engage (en) - começo (pt) - debut, entry, first appearance, introduction, launching, unveiling (en) - احياء, تجديد, تجديد بنا, تعمير, نوسازى - تثبيت شدن - regularise, regularize (en) - اتفاق افتادن, بانجام رسيدن, تفاقي براي كسي افتادن, رخ دادن - جا گذاشتن - مبدل - آب کردن؛ یخ زدگی را برطرف کردن, بدون يخ كردن, یخ زدایی کردن؛ یخ چیزی را برطرف کردن - transformar (pt) - transformation, translation (en) - modificação (pt) - تبدیل؛ تغییر, تغییر شکل؛ تبدیل - arborização (pt) - احياى جنگل - desaparecer (pt) - كاستن, كاهيدن, كسر كردن, كم كردن, گرفتن - بطور کامل باز کردن - جابجا شدن - transfer, transplant, transpose (en) - draw (en) - make (en) - ler (pt) - بر - come (en) - confirmar, corroborar (pt) - presuppose, suppose (en) - تاریخ گذاشتن - الك كردن, تحريف كردن - اطمینان حاصل کردن, اطمینان دادن, بیمه کردن - تخفيف دادن, خرد ساختن, خرد كردن, رقيق كردن, كاستن از, كمارزش قلمداد كردن, كم تقصير قلمداد كردن, كم كردن, كوچك كردن - نشان دادن - show (en) - intend, mean, signify, stand for (en) - delete, erase (en) - تاكيد كردن, تاکید کردن؛ تکیه گذاشتن, زیر چیزی خط کشیدن, مورد تاكيد قرار دادن, مورد تاکید قرار دادن - دوره تجدد ادبى و فرهنگى, رنسانس - احيا, رستاخيز, رستاخيز كردن, عمر دوباره؛ احیا, قيام, قيام عيسى از مردگان - معامله کردن - به ته رسانيدن, تمام کردن؛ کاملاً مصرف کردن, تهى كردن, خالى كردن, خون گرفتن - apoiar, sustentar (pt) - تکیه دادن به, حائل كردن يا شدن, نگه داشتن, پشتيبانى كردن - add on, affix, append, supplement (en) - interconnect, interlink (en) - متصل بودن يا شدن, مجاور بودن, مماس بودن - انبوه شدن, متراكم كردن, گرفته كردن - atrair (pt) - funcionar, trabalhar (pt) - كينه يا خشم خود را - evocar, lembrar (pt) - آغاز كردن, برانگيختن, راه انداختن؛ موجب شدن, چیز اضافی افزوده کردن یا گنجاندن - establish, give (en) - انگيختن, تحريك كردن, تحريک کردن, تهييج كردن - اقدام کردن؛ دست به کار شدن, راه انداختن, كاري را با جديتشروع كردن, مبادرت کردن؛ آغاز کردن, پرداختن به - bear, turn out (en) - خوار و خفیف کردن؛ کم ارزش کردن, رفتار كردن, پست كردن - بيهوش كردن - اتفاقى, الله بختى, داراى تغيير در مواقع مختلف - راندن, عقب راندن؛ پس زدن - ساقط یا زایل شدن, سپرى شدن, سپری شدن؛ گذشتن, عبور کردن, منقضى شدن, میان آمدن, گذشتن - subject (en) - go (en) - dar a volta, girar, rodar, tornar-se, virar (pt) - به سختی از بین رفتن؛ مقاوم بودن - modificação (pt) - parapsicologia (pt) - اتفاق, روى داد, پا, پيش امد - قسمت؛ بخش - اتفاق؛ پیشامد, مانند زاويه تماس, پیامد - لاتين - استراحت؛ تغییر آب وهوا, تعدیل, تغییر, دگرگونی, عوض شدن؛ تغییر کردن - اتفاق, اقبال, بر حسب ) اتفاق ), تصادف, حادثه, شانس, قضا و قدر - اتفاق - زلزله، سيل و غيره - میزان تغییر - cycle, oscillation (en) - ciclo (pt) - باز رخداد, باز گشت, خاصيت بازگشت, رويدادن مجدد, عود, عود؛ بازگشت - transition (en) - تغيير مكان - changeover, conversion, passage, transition (en) - green revolution (en) - erupção, explosão (pt) - business cycle, trade cycle (en) - affair, function, occasion, social function, social occasion (en) - mudança (pt) - توليد خود بخود - قوه شعريه - food chain (en) - frente fria (pt) - squall line (en) - occluded front, occlusion (en) - باران شدید, رگبار - مقاومت القايى يا خازنى /ت./, مقاومت واكنشى, واكنش, واكنش برق - بوران؛ توفان برف, كولاك برف - Doppler effect, Doppler shift (en) - electrical storm, electric storm, thunderstorm (en) - طوق, طوقه, نيروى پيچشى, نيروى گشتاورى, چنبره, گشتاور, گشتاورى - vapor pressure, vapour pressure (en) - آب و هوا, اب و هوا, تغيير فصل, هوا - آب و هوا؛ باد و باران - اسيد سازى, اسيد شدگى, تحميض, ترشى - استحكام, استقرار, سفت سازى - action, activity, natural action, natural process (en) - فرآیند - پردازش - ecological succession, succession (en) - فلسفه انتخاب اصلح در طبيعت - mudança (pt) - occurrence (en) - کنش و واکنش - circadian rhythm, nychthemeron (en)[Domaine]

-

 


   Publicidade ▼