Publicidade ▼


 » 

dicionario analógico

encetarطرح دوستي ريختن, نواخته شدن - inovarايين تازه اى ابتكار كردن, بدعت گذاردن, تغييرات و اصلاحاتى دادن در, نو اورى كردن, چيز تازه اوردن - activar, fazer recomeçar, provocarآغاز كردن, برانگيختن, برانگیختن, تحریک کردن, جرقه زدن, راه انداختن؛ موجب شدن - instituirبرقرار کردن, جا انداختن؛ ریشه دار کردن - produzir, representarصحنه را براي چيزي اماده كردن - mount (en) - empreender, encarregar-se deکوشش کردن - organizarترتیب دادن, سازماندهی کردن؛ سامان دادن[Spéc.]

fundaçãoاحياء, تجديد, تجديد بنا, تعمير, نوسازى - iniciadorمبتكر, مفسد - bandeirante, inovador, pioneiroبدعت گذار, مبتكر, مبتکر, نو اور, پیشگام[Dérivé]

empreender (v.) • ser o pioneiro de (v.) • پیش قدم بودن (v.)

-

 


   Publicidade ▼