Publicidade ▼


 » 

dicionario analógico

desamarrar, desatarباز کردن, بند كفش و غيره را باز كردن, گشودن - desapertarاز بند يا تسمه رها كردن, شل کردن؛ باز کردن - desengatarازاد كردن, باز كردن, شل كردن, شل کردن - unpick (en) - desapertarباز کردن - tirar do cinto - unstaple (en) - unclip (en) - desabotoarدکمه چیزی را باز کردن - desencavilhar, despregar, desprender, tirar as cavilhasميخ يا سنجاق را در اوردن - desligar, destamparاز برق درآوردن, از پریز درآوردن, جدا کردن, قطع کردن, گسستن - از هم باز شدن, ريش ريش كردن - descoser, desemaranharحل کردن, شکافتن - disentangle, unwind (en) - desapertarاستراحت كردن, اسودن, باز کردن, سگك يا چفت و بست را باز كردن - abrir, desdobrarباز كردن, پهن کردن - unwire (en)[Spéc.]

redéfaire (fr)[A Nouveau]

undoing (en)[Dérivé]

destrancarباز شدن, قفل را باز كردن, چفت را باز كردن, گشودن؛ سد راه را برطرف کردن - desaferrolharباز کردن, گشودن[Domaine]

desfazer (v.) • باز کردن؛ شکافتن (v.)

-

 


   Publicidade ▼